counter create hit
مطالب مرتبط:

روایتی کمدی از زندگی امیر کبیر به صحنه می رود

روایتی کمدی از زندگی سردار بزرگ ایران (امیرکبیر) با عنوان «فین جین» به کارگردانی ابوالفضل حاجی علی خانی از نوزدهم فروردین به صحنه عمارت ارغنون می رود. ...

لیاقت ورز مدیر کل روابط عمومی صندوق توسعه ملی شد

بر اساس حکمی از سوی "دکتر مرتضی شهیدزاده، رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی" رضا لیاقت ورز عهده دار مسوولیت حوزه ریاست و روابط عمومی صندوق توسعه ملی شد.

آشفتگی تازه ترین فیلم فریدون جیرانی با موضوع عشق و جنایت/ادامه ای بر سینمای کلاسیک+عکس

فریدون جیرانی کارگردان نام آشنای سینمای ایران پس از تجربه متفاوت کارگردانی فیلم سینمایی "خفه گی" این بار به سراغ اثری با نامی هم خانواده یعنی "آشفتگی" رفته است. ...

رابطه زناشویی ناموفق، علت ناتوانی مردان

ناتوانی و ضعف جنسی می تواند به دلیل ضعف مغز باشد که دارای علائــمی مانند کــدورت حــواس، فکــر مشوش، کم بودن میل جنسـی و عدم لـذت از نزدیکـی جنسی باشد. ...

چرا مدیریت زمان زندگی مان را نابود می کند؟

این روزها اکثر ما از فشار و شدت کارها خسته و فرسوده ایم و آرزو می کنیم بالاخره روزی برسد که دیگر هیچ کار زمین مانده ای وجود نداشته باشد، همه چیز سر جایش باشد و بتوانیم لذت زندگی را بچشیم. راز جذابیتِ تکنیک ها و تمرین های «مدیریت زمان» هم در همین است. آن ها به ما ...

رضایت از زندگی چیست؟

آیا شما از زندگی خود رضایت دارید؟ رسیدن به رضایت از زندگی شما را تبدیل به یک انسان شاد و خوشبخت خواهد کرد و البته جالب است که این رابطه به صورت برعکس نیز صدق میکند. به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ مفهوم رضایت از زندگی، هرچند که با مفاهیم دیگری م ...

چرا مردها فکر می کنند همه چی تمام اند؟

مردها اصلا دوست ندارند فکر کنند اشتباه کرده اند! و از اینکه کسی بگوید آنها مقصرند متنفرند. مردها حتی از اینکه پیش خود فکر کنند «ممکن است» اشتباه کرده باشند هم بیزارند و بیشتر از هم از این بدشان می آید که قبل از اینکه خودشان بدانند، یک زن بداند آنها مرتکب اشتب ...

فواید روابط زناشویی، نکات مهم

محققان دانشگاه تگزاس می گویند رابطه زناشویی تاثیر بسزایی بر اعتماد به نفس و احساس رضایت از خویشتن دارد.

اشتباهات زنان در رابطه با مردان، قابل جبرانند؟

بحث و مشاجره یکی از اتفاقات رایج در روابط زناشویی است. هیچ زوجی را نمی توان یافت که هر از گاهی مشاجره لفظی نداشته باشند.

علاقه و تاکید مقام معظم رهبری به توسعه همه جانبه روابط با پاکستان بر استحکام این روابط افزوده است

وزیر کشور گفت: علاقه و تاکید، مقام معظم رهبری به توسعه همه جانبه و عمیق روابط با پاکستان بر استحکام این روابط بیش از پیش افزوده است.

رازهای زندگی مشترک، چگونه خوب بسازیمش؟

هیچ گاه سعى نکنید بر همسرتان تسلط یابید، به عبارت دیگر با هم و در کنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روى هم.

مشکل رایج تازه دامادها

ازدواج برای هر مرد مجردی یک تصویر قشنگ است؛ یک آرزو که سال ها منتظرش می نشیند و در موردش رویابافی می کند. اما درست از همان لحظه ای که می خواهید با صدای بلند تصمیم تان به ازدواج را اعلام کنید، نگرانی ها شروع می شود؛ نگرانی هایی که پیش از این حتی فکر نمی کردید ...

عشق شرقی با «در انتظار گودو» تلفیق شد/ اجرا از ۲۶ فروردین

نمایش «عشق شرقی گودو» اثری است که از ۲۶ فروردین در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود و به گفته کارگردان آن، تلفیقی از سلوک عشق در شرق و تم نمایشنامه «در انتظار گودو» است. ...

«حذفیات» روابط ۲ نسل را به چالش می کشد/ صمیمیتی که ظاهری است

کارگردان نمایش «حذفیات» عنوان کرد این اثر نمایشی رابطه نسل امروزی با خانواده های مدرنشان را به چالش می کشد.

چه دردناک از زندگی خانواده ۱۰ در یک خانه کاه و کلش و خاک رس +عکس

روایتی غمناک از زندگی یک خانواده ۱۰ نفره در خانه ای کاه گلی +عکس

به گزارش چیزی است."با سارا" یکی از خانمها نسبت به ۴ سال شوهرش درگذشت این بانوی زحمتکش بدون بیمه و بدون حقوق بازنشستگی و سود است که زندگی خود را صرف خانه کلش خرابه های زندگی است که معماری و حمام مناسب است. خانم سارا بیش از ۵ سال به دلیل عدم وجود یک خانه مناسب برای قلب کودکان معلول ۲۱-مجسمه های فضای منطقه یونجه بر زندگی ده نفر خیلی تنگ شده بود غیر فعال روند که درد میکشید و مادر یک کودک سال عشق بیشتر این گفت: من یک مادر زحمتکش بارها و بارها با او برخورد کرده است و نه به دستش از ناحیه مچ شکسته بود. این خانواده اهل روستای "صالح‌آباد" کامیاران هستند و پروژه سدسازی سبب شده روستای آنها زیر آب برود و این دلیل آوارگی آنان از روستا و مهاجرت به شهر است. به شکرانه دعاهای دختر بود که این خانه کاه‌گلی که با دستان خالی و قلب پر عشق برادر بنا شده و در گذر عصر آهن هنوز کاه‌گلی مانده و تاکنون آوار نشده بود، انگار گل‌های این خانه نیز بر بی‌کسی و فقر این خانواده آگاه بود که با تیرهای چوبی فرسوده استوار مانده است. این بانو با اشاره به کمک‌های مؤسسات خیریه غیردولتی سطح شهر و حمایت‌های کمیته امداد به‌خصوص بعد از فوت همسرش، می‌گوید: بنده چهار فرزند دارم و در این خانه سال‌هاست با خانواده برادر شوهرم که آنها نیز سه فرزند دارند، زندگی می‌کنیم و به شکرانه خداوند با این شرایط توانستم دختر بزرگم را با جهیزیه کمیته امداد عروس کنم. این خانم و دو دختر کوچکش اکنون با صدقه‌های مردمی و کمک‌های کمیته امداد در وضع بد معیشتی به سر می‌برند و با این وجود بارها خدا را شاهد خود گرفت که اگر خانه مناسبی داشت هرگز آغوشش را از فرزند معلولش دریغ نمی‌کرد. با نگاه به آشپزخانه و گونه سرخ دخترانش می‌شود فهمید که آشپزخانه‌اش تنها مهر و عشق را در خود دارد و این بانو عادت داشت با مهر و عشق پذیرای مهمانان باشد چراکه در تمام ساعت‌هایی که ما در خانه آنها بودیم تنها پذیرایش از ما تنگ آب و لیوان کنارش بود. این بانوی رنج کشیده می‌گوید: زندگی در اتاقی ۱۲ متری و کاه‌گلی برای من و دو دختر و فرزندی معلول بسیار سخت بود، بنده می‌توانم به هر نحوی دخترانم را قانع کنم اما قانع کردن فرزند معلول جسمی و حرکتیم برایم غیرممکن بود. این خانم در حین گفتن این کلمات کناره‌های فرشش را که کاملاً پاره بود بلند می‌کرد و می‌گفت: این خرابی‌های فرشم جای گاز گرفتن‌های فرزند معلولم است که به خاطر اینکه نمی‌توانستیم خواسته‌هایش را برآورده کنیم دیوانه می‌شد و شروع به داد و فریاد و شکستن وسایل خانه و گاز گرفتن از گوشه‌های فرش می‌کرد. "بانوی سالارآبادی" زنی ۵۰ ساله بود که سختی روزگار چهره فرسوده وی را پیرتر کرده بود، خانه چوبی و کاه‌گلی این خانواده در میان خانه‌های سنگی و آهنی همسایه‌ها از دور پیدا بود، پنجره‌ای که با تور آهنی بسته شده بود و دروازه‌ای که انگار از بسته بودن شرم داشت. این بانو که سال‌ها با رنج دستفروشی همسرش زندگی کرده بود و امروز با وفات همسرش تمام مسئولیت‌های این زندگی سخت بر دوش وی افتاده بود، اظهار کرد: برای تامین هزینه‌های زندگی تابستان‌ها به باغ مردم می‌روم و با چیدن محصولات و گرفتن حق‌الزحمه روزانه، مخارج زندگیمان را تامین می‌کنم. وی که سختی کار زیر آفتاب سوزان پیرترش کرده بود، ادامه داد: در بسیاری از مواقع ما از ساعت ۸ صبح تا اذان مغرب باید مدام سرپا و فقط زمان کوتاهی داریم نهاری ساده بخوریم و حتی باید آب را هم همانجا و در حین کار بخوریم که با وجود سن بالای من، از توان بنده خارج است. خدایا، زندگی را چگونه برای بندگانی از جنس این بانوی شاکر پیشه توصیف کردی که مرگ را راحتی از چنگ زندگی می‌داند و حالا که با رفتن همسرش بار مسئولیت این زندگی سخت بر دوشش افتاده بود بارها بر مرگ همسرش حسرت می‌خورد و اذعان کرد: همسرم با مردنش راحت شد. وی در میان این همه درد، تنها دردش را درد فرزندی معلول می‌دانست که تهی دستی و ناتوانی در نگهداری‌اش، وی را مجبور کرده بود با حس مادرانه‌اش به جنگ برود و فرزندش را که هرگز به چشم معلول نگاه نکرده بود به مرکز نگهداری از معلولین در قروه بفرستد و چون محبت خود را از او دریغ کرده بود، تنها منبع درآمدشان را که یارانه‌های ماهیانه بود به حساب این مرکز واریز کند و خود و فرزندانش با کمک‌ها و صدقات مردم و حقوق کمیته امداد امرار معاش کنند. این بانوی رنج دیده ادامه می‌دهد: خانه ما کاه‌گلی است نه حمامی دارد و نه سرویس بهداشتی و یا امکاناتی که بتوانم فرزندم را تر و خشک کنم و همین سبب می‌شود وی بیشتر پرخاشگر شود و نه تنها من که خواهرهایش را هم بارها کتک زده و دست به شکستن وسایل خانه می‌زد. وی دل پر غصه‌ای از دوری فرزندش که ۱۶ سال با تمام مشقت‌ها و سختی‌ها در آغوش خود بزرگ کرده بود، داشت و افزود: با بزرگ شدن دخترانم، پرخاشگری فرزند معلولم بیشتر و بالغ بر ۵ سال است مجبور به دل کندن از وی و فرستادنش به پرورشگاه قروه شده‌ام، این در حالی است که اگر خانه مناسبی داشتم قطعاً این کار را نمی‌کردم. تمام درآمد این خانواده ۴ نفره بدون سرپرست، حمایت‌ها و کمک‌های کمیته امداد و یارانه بوده و این در حالی است که هزینه نگهداری فرزند معلولش بالغ بر ۷۰۰ هزار تومان است که ۵۰۰ هزار آن را بهزیستی تقبل و تأمین ۲۰۰ هزار تومان دیگر آن برعهده خودش است که با پرداخت تنها منبع درآمدش یعنی یارانه این هزینه را تامین می‌کند و خود و دخترانش تماماً با کمک‌های مردمی، خیران و کمیته امداد زندگی را به سر می‌برند. این بانوی بی‌پناه در پایان با وجود تمام مشکلاتی که دارد، تنها آرزوی قبل از مرگش را داشتن خانه‌ای مناسب بیان کرد و در حالی که بغض‌های فروخورده چشمانش را سرخ کرده بود، گفت: کاش می‌شد خانه مناسبی برای فرزندانم فراهم می‌کردم و اینگونه می‌توانستم پسرم را نیز به خانه باز گردانم. خدایا، ما چه می‌دانیم در پس هر نگاه معصومانه دختران این زن چه نیازهایی خفته بود که چشم از ما برنمی‌داشتند، غافل از اینکه کاری جز انعکاس مشکلات آنها از دست ما برنمی‌آمد، در پس سکوت آرام دختر دبیرستانی‌اش زخم کدامین غم بود که هرگز به حرمت مادر سر باز نکرده بود و سکوت را بر فریاد در میان کاه‌گل‌های خانه و در همسایگی با خانه عمویش جایگزین کرده بود و حسرت کدامین وسایل بازی و تفریحی و تحصیلی بر دل کودک ۸ ساله‌اش بود که هرگز از زانوان مادر رها نمی‌شود. خدایا امروز وقتی سقف کاه‌گلی خانه این خانم را دیدم فهمیدم که باران همیشه حسی شاعرانه نیست، شاید در گوشه‌ای از شهر درد زنی تنها و تهی‌دست باشد که تنها آرزویش داشتن خانه‌ای از جنس آهن و سنگ است. منبع: تسنیم