counter create hit
مطالب مرتبط:

چهارمین داستان اسباب بازی تابستان آینده می آید

همشهری آنلاین: استودیوهای دیزنی و پیکسار انیمیشن بر سر زمان اکران عمومی چهارمین فیلم از مجموعه «داستان اسباب بازی» به توافق رسیدند و به این ترتیب انیمیشن محبوب تابستان سال آینده روانه پرده سینماها می شود. ...

سرپرست شهرداری: برنامه من، همان برنامه نجفی است

سرپرست شهرداری تهران با تاکید بر اینکه از همکاری همه افرادی که مایل باشند با مجموعه شهرداری تهران، استقبال می کنم، افزود: برنامه و شعار من همان برنامه و شعار آقای نجفی است. ...

فیلم | ماجرای جاماندن شی خارجی در شکم بیمار در عمل سزارین!

بر اثر بی توجهی ابزار کار پزشک در شکم خانمی که برای سزارین به بیمارستانی در کرمان مراجعه کرده بود، جاماند.

برنامه های جدید بانک مرکزی برای سکه

با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: به منظور اجرایی شدن تصمیم روز گذشته ستاد اقتصادی دولت درخصوص یکسان سازی نرخ ارز و تاثیرات متقابل آن بر بازار طلا و سکه و لزوم برقراری ثبات در هر دو بازار، سیاست متخذه توسط بانک مرکزی طی ماه های اخیر در مورد پیش فروش سکه بهار آزادی با شد ...

پشت پرده حضور نداشتن همسر بن سلمان در سفرهای خارجی اش

ولیعهد عربستان سعودی در کنفرانس مطبوعاتی شب گذشته خود در پاریس درباره این موضوع که چرا همسرش او را در سفرهای خارجی همراهی نمی کند، توضیح داد.

گفت وگویی منتشرنشده با زنده یاد «بهرام زند»

در سریال «جنگجویان کوهستان» فقط یک خلاصه داستان هفت صفحه ای داشتیم و باید خودمان دیالوگ می نوشتیم! تمام توانم را برای دوبله کارتون «بچه های مدرسه والت» صرف کردم تفاوت دوبله امروز و آن روزها از زمین تا آسمان است ...

۳ سؤالی که قبل از انتشار سلفی هایتان، باید از خود بپرسید

شبکه های اجتماعی ما را احاطه کرده اند. هرجا می رویم و هر کاری که می کنیم، این شبکه ها در زندگی مان حضور دارند. این شبکه ها ابعاد مثبت و منفی را توأم با هم دارند و می توانند به هر دو صورت بر سلامت روان ما اثر بگذارند. مطالعات مختلفی اعلام می کنند که این ...

پایان فیلمبرداری فیلم سینمایی «جمشیدیه»

فیلمبرداری فیلم سینمایی «جمشیدیه» به کارگردانی یلدا جبلی به پایان رسید.

مشکلات کارگردان معدن همچنان باقی است/ اگر بمیرید هم باید کار کنید

مستند «زمستان یورت» با حضور کارگردان اثر و یکی از نمایندگان کارگران معدن یورت در دانشگاه صنعتی شریف اکران و بررسی شد.

رقابت تجاری ارمنستان و آذربایجان بر سر ایران

ایران در منطقه جنوب قفقاز یک بازیگر نسبتا حاشیه ای بوده است، اما هم ارمنستان و هم آذربایجان برای جذب ایران به این منطقه رقابت می کنند تا یک مزیت راهبردی به دست بیاورند. ...

ترجیح دادم در سینمای ایران بازی نکنم

ترجیح دادم در سینمای ایران بازی نکنم

به گزارش جهان نیوز، فرهاد جم بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون درخصوص حضور چهره های سینمایی در تئاتر گفت: حضور چهره های سینمایی در تئاتر اتفاق بدی نیست. به شخصه من به عنوان بازیگری که کار را از تئاتر شروع کرده همواره بازی در تئاتر را حفظ کرده ام. در کل تئاتر ملزومات خود ر ...

حضور 2 فیلمساز ایرانی در بخش اصلی جشنواره کن 2018

اصغر فرهادی و جعفر پناهی در بخش اصلی رقابتی فیلم دارند.

بهنوش بختیاری با تیپی که تابحال ندیده اید!؟

بهنوش بختیاری با تیپی متفاوت در فیلم برمودا در حال موتورسواری را مشاهده می کنید.

دست های پشت پرده گریبانگیر ستاره پرسپولیس شد

بین هواداران پرسپولیس این طور عنوان شده که سرتن چوک دستیار سابق برانکو ایوانکویچ مشغول بازی پشت پرده است تا صادق محرمی را از پرسپولیس جدا کند. این مربی اما در پاسخ به تماس کوتاهی از سوی ما گفت: این حرف ها را قبول ندارم. من هیچ نقش ...

اوج هیجان در داربی فراموش نشدنی منچستر!

کلیپی از برنامه ی فوتبال ۱۲۰ شبکه ورزش ۲۳ فروردین ۹۷ که در یک آیتم جذاب به داربی منچستر بین تیم های منچسترسیتی و منچستریونایتد پرداخته است. بازی حساس از لیگ برتر انگلیس که با برتری ۳-۲ تیم مورینیو به پایان رسید و یکی از داربی های جذاب جزیره بود. پارس ف ...

بهشت به, و غیره. رسانه فقدان مطالعات در اینجا

فردوسی توسی، مهدویان و عدم مطالعه و خِرَدگریزی

ایران - بهینه سازی هوشمند: در یازدهم فوریه 1397 در PBS هفت, رضایت, لینک ها و.... این نرم افزار ارائه MH رسانه است. به مدیر. در این بررسی از آخرین فیلم ثبت شده در جریان است. در طول مصاحبه ، رسانه ها در حاشیه شاهنامه و محتویات آن را و زد. این برنامه نه در مقابل آن و جدی با آن است. رسانه ها در این مهم است که این آیات از شاهنامه است. "نژاد پرستی "و" فاشیسم" و حاضر است به دولت ارائه دهد. در این سوال. فیلم تجزیه و تحلیل موضوع از این محصول است که نه تنها انسانهای شاهنامه که در آن رسانه ها بحث خواهد شد. حرکت از اینجا شروع شهروند در فیلم, رسانه های, چگونه آن را نشان داده شده است. در ادامه تاریخ است. قبول کنیم که این فیلم آرم سری. عنوان کرد از این بیانیه دریغ نکنید و "مهم است به دانستن آنچه شما می توانید انجام دهید" و یا به عبارت دیگر ، آگاه باشید و با این آگاهی کار رو به جلو است. او ادامه داد: "هنگامی که شما می خواهید به فیلم یا گرم و پرشور تر از همیشه است که حتی در جنبه های فاشیسم است" تا بیننده را به خود جلب و آرم بخش بزرگی از جامعه قادر به چک خود را پاس کند. آن را برای اثبات این مورد به فیلم. . اشاره کرد. در مثال همدلی بازیکنان فوتبال ثابت کند که پیگرد قانونی استفاده خواهد شد و در پایان کلمه به تایید واجد اثر است. شاهنامه فردوسی برای یک فیلم آخرین اثری از فاشیسم و.... نژاد پرستی و.... شعارها و پر از خشونت خاص. صفحه اصلی با یک برنامه خوب است. بیشتر رسانه ها برای اثبات مرگ مانند برخی از ابیات بهشت که شامل چنین راهنمایی. "در این سوال و محتوای شاهنامه و فاشیست می دانند. مصاحبه در اینجا برای به اشتراک گذاشتن او در پایان ابراز امیدواری کرد که رسانه ها در ساخت این فیلم قضاوت نمی کند را انتخاب کنید عاقلانه استفاده کنید. مهم ترین ادعای رسانه ها ، فاشیستی‌بودن محتوای شاهنامه است، هرچند ربطی به بررسی فیلم وی در این برنامه تلویزیونی نداشت. پیش از توضیح درباره محتوای شاهنامه باید دید فاشیست معنایش چیست و مهدویان چگونه آن را متوجه شده است.   مهدویان مثال‌هایی برای یکدلی جامعه گسیخته و از‌هم‌پاره عنوان کرد، چون فوتبال، شعارهای ملی و چیزی که اشتراک بین گروهی از افراد را یادآور می‌شود و آنها را دچار هیجان و غلیان روحی می‌کند؛ پدیده‌ای تقریبا جهان‌شمول و عمومی. وی فیلم خود را از این منظر دید و شاهنامه را نیز از این منظر مورد توجه قرار داد. به دیگر سخن نگاه ملی و همبستگی‌افزا را نگاهی فاشیستی در نظر آورد. هرچند آگاهان می‌دانند فاشیست نه ملی‌گرایی، بلکه نشان از مرامی دارد که خود را برتر از دیگران می‌دانند و آماده تهاجم به هر کشوری و هر سرزمینی و دیگری هستند. به دیگر سخن خود را نژاد برتر می‌دانند و دیگران را دارای نژاد پست و حق هر عمل یا خشونتی را، هرچقدر شنیع و خلاف، علیه دیگر مردمان پست برای خود قائل هستند.   ناگفته پیداست نه ملی‌گرایی به معنای غربی آن و نه وطن‌دوستی تاریخی و کهن ایرانی چنین معنایی را در خود ندارد. شاهنامه فردوسی در راستای همان شناخت و آگاهی ایرانیان از هویت خود است و نه معنایی که کارگردان «شناخت» و احتمالا مطالعه درست از آن نداشته است. وی شاید بداند هر حب ذاتی نژادپرستی نیست، ولی مهدویان بدون توجه به این تعاریف و این فهم از مسئله و بی‌آنکه زحمتی به خود داده و مطالعه‌ای در این باب کرده باشد، اثر خود و شاهنامه فردوسی را اثری فاشیستی معرفی کرد. نظر کارگردان درباره خود و اثرش، چون خود ادعا می‌کند، لابد درست است، ولی تعمیم آن به شاهنامه سراسر و بی‌تردید خطاست.    کارگردان در لفافه ادعا کرد که شاهنامه را خوانده و با تأکید بر ذکر شواهد به مخاطب نشان داد مطالعه در این مورد داشته، اما برخلاف این مدعا به نظر دقت لازم و حتی ابتدایی را در مطالعه شاهنامه نداشته است. پیش از نقد برداشت کارگردان لازم است به سرایش شاهنامه اشاره رود. آگاهان و بسیاری از ایرانیان اطلاع دارند که بسیاری کتاب‌ها تحت عنوان شاهنامه یا خدای‌نامه پیش از سرایش شاهنامه فردوسی در ایران رایج بوده که متن آنها به نثر بوده است.   بسیاری قبل از فردوسی تلاش بر منظوم‌کردن این اثر ملی کرده‌اند، ولی موفق نشده‌اند یا کارشان ارزش هنری مناسب را نداشته است.   ابوالقاسم فردوسی نیز یکی از این شاعران بوده است که برای منظوم‌کردن این اثر تاریخی و ملی به سرایش شاهنامه پرداخت. وی در اثر خود به تلاش شاعر دیگری به نام «دقیقی» اشاره دارد و حتی ابیات وی را برای مقایسه ارزش هنری کار خود با کار آن شاعر در تصنیفش قرار می‌دهد. همان‌طور که بسیاری از شاهنامه‌شناسان عنوان کرده‌اند، فردوسی پس از تلاش بسیار به یکی از این خدای‌نامه‌ها دست یافت و نه‌تنها موفق به سرایش کامل آن شد، بلکه به دلیل ارزش هنری و زیبایی کار موجب ازرونق‌افتادن تمامی خدای‌نامه‌ها و شاهنامه‌های قبل از خود شد. سخن کوتاه اینکه فردوسی این اثر را به نظم درآورد، ولی سخنان پهلوانان یا ذکر وقایع حماسی و تاریخی بر اساس منبعی که در اختیار داشته است.   در این اثر پهلوانان و شاهان و تمامی عناصر داستانی بر اساس موقعیت سخن می‌گویند؛ مثلا در هنگامه جنگ توس از پهلوانان ایران عنوان می‌کند «هنر نزد ایرانیان است و بس». همین موقعیت برای دشمنان ایران نیز وجود دارد؛ آنها نیز در جای‌جای جنگ‌ها و رجزها به‌کرات علیه ایرانیان سخن می‌گویند. به دیگر سخن، بر اساس فضاسازی داستان، در افواه افراد سخن‌های متفاوت خواهد آمد. از این‌گونه سخن‌ها نمی‌توان ادعا کرد که شاهنامه نژادگراست؛ چون در آن انواع رجزخوانی و مقابله حماسی و هنری از ایرانی و غیرایرانی علیه یکدیگر در جریان است.   حتی ایرانیان علیه خود به بدگویی می‌پردازند، مانند شکایت سام و گودرز و رستم از خیره‌سری کاووس‌شاه. کسی که با اندیشه آرمان‌شاهی در ایران باستان و شاهنامه آشنا باشد، متوجه خواهد شد در شاهنامه حتی علیه شاه ایران، چه جمشید، چه گشتاسپ و چه کی‌کاووس که دارای فره‌اند، فراوان ابیات یافت می‌شود. به‌عنوان شاهدی دیگر، در ابیاتی مرداس عرب را که پدر ضحاک است، شاهی «گرانمایه و پردادودهش» معرفی می‌کند.   این شاهدها اندکی از بسیار است. ناگفته پیداست ادعای اینکه شاهنامه با چنین ابیاتی فاشیستی است، بی‌اعتبار بوده و نشان از بی‌خبری گوینده هم از معنای فاشیسم و هم از محتوای شاهنامه دارد. کارگردان همچنین به نژادگرایی در شاهنامه توجه داد. در چند خط بالاتر، «هنر» را از زبان توس شاهد آوردم. «هنر» در آن بیت به معنای جنگاوری است. ابیاتی در شاهنامه داریم که به «نژاد» اشاره دارد، ولی معنای آن مانند «هنر» متفاوت از معنای مدنظر کارگردان یا معنای رایج در افواه امروزی است.   مراد فردوسی از نژاد، خانواده و خاندان نام‌آور و گرانمایه است، نه معنای مدنظر مهدویان. از منظری دیگر، در ایران بحث نژادی به معنای غربی آن وجود تاریخی نداشته است. بحث نژادپرستی بحثی است که در قرن اخیر ایجاد شده است و معلوم نیست کارگردان با چه منطقی این بحث را به شاهنامه در ١٠ سده پیش تعمیم داده است. در تکمیل این سخن، بد نیست باز به خود شاهنامه برگردیم؛ هرکس که اندکی از داستان‌های شاهنامه خبر داشته باشد، خواهد دانست پادشاهان ایران و توران از یک نژادند (نژاد چه به معنای قدیمی آن، چه به معنای جدید و مدنظر کارگردان)؛ همه آنها ریشه از فریدون دارند.   شاهدی مهم‌تر، پادشاه آرمانی شاهنامه کیخسرو است. کیخسرو پادشاه آرمانی و فرهمند ایرانیان، از پدر از شاه ایران است و از مادر از شاه توران. چگونه ممکن است شخصی بتواند با این شواهد، شاهنامه را بر اساس ابیات رجزخوانی‌ها نژادگرا و چه و چه بخواند. به‌عنوان تکمله، در شاهنامه به انواع نقدها و صفات منفی بسیاری از ایرانیان اشاره می‌شود، ولی خوانندگان شاهنامه می‌دانند چه بسیار از پیران‌ویسه، وزیر افراسیاب، تعریف و تمجید شده است. افرسیاب دشمن شماره یک ایرانیان در شاهنامه است و وزیرش نیز در شکست، هزیمت و پیکار با ایران و سپاه ایران معاون، یار و همراهش، ولی در جای‌جای شاهنامه به خرد و داد او اشاره می‌شود. این شواهد جز این را پدیدار می‌کند که محمدحسین مهدویان برخلاف ادعایش از محتوای شاهنامه اطلاعی ندارد؟ او مختار است اثر خود را فاشیستی بنامد و ما هم مخالفتی نداریم، ولی نه اینکه نگاه خود را به دیگران و اثر آنها به‌ویژه به شاهنامه ارجمند تعمیم دهد.  در نوشته‌ای پیشین درباره برنامه فیتیله به مسئله مهمی اشاره کرده بودم و آن بی‌اطلاعی، کم‌آگاهی و کمبود مطالعه بین دست‌اندرکاران و تریبون‌داران در ایران کنونی است. چند سال پیش، در دوران دانشجویی، به یکی از نمایندگان مجلس ششم (البته پس از دوره ششم و پس از اتمام دوره نمایندگی‌اش) در دانشگاه مراجعه کردم.   در گفت‌وگو به مسئله‌ای اشاره کرد و من شباهت آن داستان را بر محضر دریدن کاوه در دربار ضحاک یادآور شدم. در پاسخ اعلام کرد این داستان را نشنیده بود. بسیار تعجب کردم که یکی از موفق‌ترین و ملی‌ترین نماینده‌های مجلس ششم داستانی به این شهرت را نمی‌داند. متأسفانه این مطالعه‌نداشتن و آگاه‌نبودن نه‌تنها استثنا نیست، بلکه قاعده است.   در همین گفت‌وگو برنامه هفت، مشخص است نه مهدویان شاهنامه را درست خوانده و نه رشیدپور مطالعه درستی درباره آن داشته است؛ خاصه که رشیدپور یکی از تواناترین مجریان فعلی تلویزیون است. بالاخره روزگاری در رادیو و تلویزیون ایران امثال صبحی‌مهتدی و ابوالقاسم انجوی‌شیرازی مشغول اشاعه فرهنگ بودند. هنوز نیز از آن گروه فرهنگ‌مداران در تلویزیون و رادیو هستند؛ هرچند پیرسال. تلویزیون ایران و مجری‌های تلویزیون، تجربه آنها را در اختیار دارند و باید جدیت بیشتری در کار داشته باشند تا بتوانند برگی بر خدمات گذشتگان بیفزایند. کار جدی فراموش شده است، ایران فراموش شده است؛ سخن مهدویان و واکنش رشیدپورِ عاشق وطن و حتی کم‌اطلاعی آن نماینده وطن‌دوست، نشان از این دارد.   ایران‌دوستی تنها به نیت نیست، نیاز به کار جدی و وقف خود در کارها، مطالعه و تعقل در امور دارد، ولی امروزه تحقیقات و جدیت در کار در ایران یا فراموش شده یا کم‌بها شده است. در بهترین حالت، اثری خارجی را می‌یابیم و ایرانی‌سازی‌ آن صرفا با تغییر لهجه‌دادنش است، نه تلاش بر فهم و درک موقعیت فعلی و استنباط نتایج و نه براساس مطالعه و تدقیق در امور.   امروزه در ایران روال برعکس است که این روال عدم‌جدیت عرض خود بردن است و زحمت ایرانیان داشتن و افزون‌ترکردن مشکلات و گرفتاری‌ها. محمدحسین مهدویان در قیاس کار خود با اثر فردوسی، قصد بدی نداشت، ولی چون احاطه‌اش بر موضوع کم است، ندانست چه می‌گوید. وی طبق تعریفش از آگاهی که در ابتدای این نوشته اشاره شد، خود را با فردوسی مقایسه کرد؛ اما از قضا، نه‌تنها آگاه نیست، بلکه بر ناآگاهی‌اش نیز آگاه نیست.   در شباهت میان فردوسی و مهدویان همین بس که بر اساس تحقیقات فردوسی‌شناسی، حکیم توس مردی دانشی بود و در اندیشه و هنر سخت وسواس داشت که سبب شده است که وی چنین جایگاهی در سپهر شاعران و اثرش در ادبیات ایران بیابد؛ اما اکنون «هنر خوار شد جادویی ارجمند». امید که همه ما ایرانیان تلاش، خردورزی، هنر و دانش‌آفرینی فردوسی را پی بگیریم.